...

...

...

الهی،
سرعت تبدیل تدبیرها و تغییرات تو نمی گذارد
که بندگان عاقل،
در دورۀ بخشش ها مغرور شوند،
یا در دورۀ گرفتاری ها مأیوس!

امام حسین علیه السلام، روز عرفه

یکی از اساتید میگفتند، خیلی خودتان را نکُشید که بخواهید وجوبِ نیاز به ولایت فقیه را، برای کسی ثابت کنید و یا به او بفهمانید. چون این بحث ذاتاً به نحوی است که خیلی نمی شود با این روش ها آن را به شخص قبولاند. ( این به آن معنا نیست که برای اثبات، دلایل کافی وجود ندارد. بلکه موضوع چیز دیگری ست.)  فقط دلایل را بگویید و بگذرید. قبول کرد کرد، نکرد هم نکرد. بگذارید همانطور بماند. امشب با خودم فکر میکردم، درست است که شاید دلیل عدم توصیه به اصرار زیاد در موضوع ولایت فقیه، در موضوعات دیگر نباشد، اما حالا و در شرایط امروزی، تقریبا به قدری همه چیز دارد واضح می شود و شده است که فقط با ذره ای منطق می توان درست و غلط را از یکدیگر تشخیص داد. شاید به همین دلیل است که دیگر خیلی وقت است همان رویکردِ «بگویید و بگذرید.» را در پیش گرفته ام. نمیدانم شاید خاصیتِ بزرگ شدن باشد، که کمتر بحث میکنم، کمتر میخواهم برای فهماندن اشتباه دیگران اصرار کنم، کمتر ادامه می دهم، بیشتر پایان دهنده ی صحبت ها هستم، با یک لبخند، با گفتنِ تنها یک جمله، که بنده موافق نیستم. و تمام. کمتر جوش میزنم، کمتر نگرانِ نگاه غلط افراد می شوم وقتی که خودش نمی خواهد بداند. این رویکرد از هر چه که باشد، حداقل برای من رویکرد بدی نبوده است. به خصوص برای افراد خاصی که بی منطقی فاحشی دارند، در دلم یک «در جهل مرکب ابدالدهر بماند» هم برایشان میگویم.

* غصه خوردن و دغدغه و نگرانی داشتن و ناراحت بودن برای این امور خوب است، خیلی هم خوب است، اما برای کسی که نمیخواهد بفهمد، هیچکدام این ها جز اعصاب خوردی برای آدم به همراه ندارد. فقط گاهی دل آدم برای یک عده می سوزد. تنها یک حس ترحم، همین. و نه بیشتر.

** لطفا جواب کامنت اول را هم بخوانید.

ابد+1

95/11/03 13:48‎

هرچقدر که به نظرم فروشنده بی ارزش بود،

همان قدر ابد و یک روز ارزش دیدن را داشت.


+ نیفتاده ام روی دورِ تماشای فیلم. 

فقط مدتی بود قصد دیدن چهارتایشان را داشتم که بالاخره تمام شد.